تبليغاتX
سی نما از سینما
سی نما از سینما
جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 22:2
  illusionist_160

نام:

شعبده باز ( The Illusionist )

کارگردان:

نیل برگر (Neil Burger)

فیلمنامه

 نویس:

 

نیل برگر ( Neil Burger )

تهیه کنندگان:

برایان کپلمن ( Brian Koppelman )

 

دیوید لوین (David Levien)

 

باب یاری (Bob Yari)

 

میشل لندن (Micheal London)

موسیقی:

فیلیپ گلس (Philip Glass)

تدوین:

ناومی گریتی (Naomi Geraghty)

بازیگران:

ادوارد نورتون ( Edward Norton )

 

جسیکا بیل (  Jessica Biel)

 

پال جیاماتی ( Paul Giamatti )

 

رافوس سول ( Rufus Sewell )

تاریخ انتشار:

1 سپتامبر 2006

استودیو پخش

کننده:

 

Bull's Eye Entertainment

ژانر:

درام - معمایی - عاشقانه - هیجانی

 

معرفی فیلم | لینک ثابت |

مرگ بازیگر فیلم آتی «هری پاتر» بر اثر ضربات چاقو یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 15:51

 

article-1021645-0161aa1f00000578-667_224x423.jpg

«راب ناكس»، بازیگر ۱۸ ساله فیلم آتی هری پاتر طی درگیری در كافه ای در حومه لندن بر اثر ضربات شدید چاقو كشته شد.
به گزارش ایسنا، وی كه نقش یك دانش آموز به نام «ماركوس بلی» را در فیلم هری پاتر و شاهزاده نیمه اصیل بازی می كند، در زد و خوردی در حاشیه جنوب شرق «سیدكاپ» كشته شد. پلیس انگلیس گفت: یك مرد ۲۱ ساله كه مظنون به قتل است، توسط نیروهای پلیس دستگیر شده است

والدین ناكس می گویند: «راب» پسری مهربان، شاد و عاقل بود و همیشه به دیگران كمك می كرد و به آن ها احترام می گذاشت. مردی كه مسلح به دو چاقو بوده در حالی كه یكی از چاقوها را در هوا تكان می داده در كافه دیده شده است. طی زد و خوردهایی كه صورت گرفته «راب» و برادرش «جیمی» سعی داشتند از یكدیگر محافظت كنند.

چند نفر دیگر نیز در اثر ضربات چاقو در این حادثه مجروح شده اند. دو نفر از دوستان «جیمی»، برادر «راب» با شخص ضارب درگیر و او را بر جای خود نگه داشته و منتظر رسیدن پلیس شدند. یكی از آن ها كه از ناحیه سر چاقو خورده است، می گوید: «راب» سعی داشت از مخمصه نجات یابد، من یكی از چاقوها را از چنگ قاتل بیرون آوردم و نمی دانستم كه وی یك چاقوی دیگر نیز دارد. «راب ناكس» پس از رسیدن نیروهای پلیس به بیمارستان انتقال یافت و در پس آن مرگ وی اعلام شد.

پدر ، مادر و برادرش

 article-1021645-01612b7600000578-456_224x423.jpg

 

اخبار سینمایی | لینک ثابت |

سینمای وحشت شنبه یازدهم خرداد 1387 21:27

 

 تلالو

 

این فیلم  بهترین اثر کلاسیک سینمای وحشت است                               

که استنلی گوبریک آن را در سال 1978 ساخت و

در آن جک نیکلسون (پادشاه اسکار) به ایفای یکی

از بهترین بازی های خود پرداختهفیلم داستان خانواده ای

را بیان میکند که برای محافظت از هتلی بزرگ به منطقه

 کوهستانی که در زمستان غیر قابل دسترسی ست می روند

 ودر آن جا مرد تصمیم به سلاخی کردن خانواده خود میگیراما ...

 

 

معرفی فیلم | لینک ثابت |

سينماي ايران و بازار کن جمعه دهم خرداد 1387 12:26
تکليف مان را روشن کنيم


پيش از پرداختن به جشنواره فيلم کن و بازار آن و اهميتي که اين رويداد در نقشه سينماي جهان و از آن مهم تر در اقتصاد سينماي جهان دارد، بايد تکليف خودمان را با مساله مهم تري روشن کنيم، آيا سينماي ايران قصد حضور جدي در عرصه هاي بين المللي فرهنگي و اقتصادي سينماي جهان را دارد؟ پس از گذشت دو دهه فعاليت مستمر در اين حوزه و با تمامي فراز و نشيب هاي تجربه شده، پاسخ مسوولان سينمايي کشور، چه معاونت امور سينمايي و چه مديرعامل بنياد سينمايي فارابي مثبت است. آيا صرف مثبت بودن پاسخ و اين تصميم گيري براي ورود به اين عرصه کافي است؟ قطعاً خير.

حضور جهاني در هر دو حوزه فرهنگي و اقتصادي سينما ساز و کار و سياست هاي بلندمدت، ميان مدت و کوتاه مدتي مي طلبد که نشاني از آن در برنامه هاي نهادهاي رسمي سينمايي و در بخش خصوصي ديده نمي شود. نهادهاي رسمي مبتلا به روزمرگي و تنها رفع و رجوع مسائل پيش آمده و بخش خصوصي صرفاً متکي به منابع و حمايت هاي دولتي است و نتيجه بلاتکليفي وضعيت حضور سينماي ايران در بازارهاي جهاني است.

مادام که سياست هاي کلان در بالاترين سطح تصميم گيري اتخاذ نشده و نهادهاي صنفي مانند خانه سينما ضرورت حضور جدي بخش خصوصي در اين عرصه را درنيابند، وضعيت ما همان آش و همان کاسه خواهد بود. رسانه ها نيز که نقش اساسي در اين جريان بايد ايفا کنند، به صرف چند تماس ساده تلفني (و نه حتي کتبي،) با چند دست اندرکار و مسوول سينمايي و انعکاس آن در دو سه روز پس از جشنواره کن بسنده کرده و قصد حضورهاي جهاني سينماي ايران تا جشنواره کن بعدي به فراموشي سپرده مي شود.

پس ابتدا زماني کوتاه را در هر دو حوزه دولتي و صنفي اختصاص به موضوع ساده و مهم دهيم. آيا سينماي ايران ضرورتي براي حضور در عرصه هاي اقتصادي جهان دارد؟ پس از آن کارگروه هاي مختلف بايد به تحقيق و بررسي کارشناسانه در بخش هاي مختلف دست زده و ضمن آسيب شناسي جدي فعاليت هاي صورت گرفته، وضعيت فعلي سينماي ايران و امکانات آن جهت حضور جدي در اقتصاد جهاني را ارزيابي کنند.

نقش دولت و معاونت امور سينمايي و بازوي اجرايي آن يعني بنياد سينمايي فارابي چه بوده، چه هست و چه بايد باشد؟ نهادهاي رسمي که از بودجه هاي عمومي استفاده مي کنند (مانند حوزه هنري، کانون، مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي، سيمافيلم و انجمن سينماي جوانان ايران) چه نقشي بايد ايفا کنند؟ جايگاه بخش خصوصي چيست؟ خانه سينما چه فعاليتي مي تواند داشته باشد؟ ده ها پرسش مختلف در اين حوزه وجود دارد که جاي پرداختن به همه آن در اين مقاله کوتاه نيست. اما نکته قابل ذکر در وضعيت فعلي اين است؛ سطح انتظارات بسيار فراتر از سطح داشته ها و سرمايه گذاري هاي صورت گرفته است. آيا تاکنون به مقايسه سطح تکنيکي توليدات سينماي ايران با ساير کشورها به شکل جدي پرداخته ايم؟ چند نيروي متخصص و با تجربه در عرصه بازاريابي بين المللي سينماي ايران فعالند؟ پاسخ اين پرسش براي نگارنده مشخص است و ذکر آن تنها عمق فاجعه وضعيت سينماي ايران را آشکار خواهد کرد، چه هزينه و سرمايه گذاري حداقلي در بخش بازاريابي بين المللي سينماي ايران مي شود و آيا با چنين بودجه يي توقع حضور در بازار پررقابت اقتصاد سينما مي رود؟

جشنواره فيلم کن و بازار آن و اهميتي که اين رويداد دارد ديگر بر همگان روشن شده و با ذکر همه مصائب بازاريابي جهاني سينماي ايران، چه ارزيابي مثبتي از حضور دست اندرکاران عرضه و پخش فيلم در کن مي توان داشت؟ يک مقايسه ساده ميان وضعيت سينماي ايران با بسياري از کشورهاي مختلف، غيرجدي بودن فعاليت هاي کلي حوزه پخش بين المللي فيلم کشورمان را آشکار مي کند. بي ترديد تک حرکت ها و فعاليت هاي پراکنده يي که از سوي چند عرضه کننده توليدات سينماي ايران وجود داشته، به هيچ وجه نيازهاي جدي اين حوزه را برآورده نمي کند. مادام که حضور و فعاليت هاي خود را جدي نگيريم، نبايد موفقيت و حتي جدي گرفته شدن خود را از ديگران توقع داشته باشيم. اقتصاد فعلي جهان به ويژه در بخش سرگرمي و سينما شوخي بردار نيست و توجه جدي به اين حوزه متضمن موفقيت در حوزه هاي مختلفي است.
 
 
منبع : روزنامه اعتماد
اخبار سینمایی | لینک ثابت |

آنجلینا جولی و براد پیت در فرش قرمز فیلم معاوضه در کن 2008 پنجشنبه نهم خرداد 1387 23:58

  آنجلینا جولی و براد پیت همراه با کلینت ایستوود، بازیگر و کارگردان برنده اسکار در فرش قرمزشصت و یکمین دوره جشنواره کن با فیلم “معاوضه”  حضور یافتند

آنجلینا جولی در این فیلم در نقش زنی بازی می کند که پسرش ربوده شده اما به او دوباره باز گردانده می شود  اما او شک می کند که این کودک بازگردانده شده ، فرزند او نیست . کلینت ایستوود کارگردان این فیلم بود

article-1020814-01530d2c00000578-471_468x787.jpg

اخبار سینمایی | لینک ثابت |

كامرون دياز كچل! در راه جشنواره کن پنجشنبه نهم خرداد 1387 23:57

 

 cameron-diaz-bald-beautiful.jpg

گريم كامرون دياز براي فيلم جديدش «محافظ خواهر من»
كامرون در اين فيلم نقش مادر رو داره و الان در سانتامونيكا در حال فيلمبرداريه.

 cameron-diaz-bald-5218-91.jpg

 cameron-diaz-bald-5218-11.jpg

كامرون دياز 36 ساله‌ست. و دوست دختر سابق جاستين تيمبرليك.
سال 2004 يه عكاس مخفيانه از جاستين و كامرون بيرون از هتلشون عكس گرفته  بود و اين باعث شده بود كه اونا يه مدتي با اين عكاس مشاجره داشته باشند. اما عكاساي ديگه زرنگ‌تر بودن! چون دوربين اون عكاس در حين دعوا ازش دزديده بودن و  اون عكس‌ها رو به مجله هفتگي آمريكا دادن و فرداي همون روز عكس‌ها چاپ شد!

اخبار سینمایی | لینک ثابت |

چهارشنبه نوزدهم دی 1386 14:26
                                                                         اما شارلوت دوره واتسون، متولد 15 آوریل 1990 ، بازیگری بریتانیایی است که نقش هرمیون گرنجر را در فیلمهای هری پاتر بازی می کند.

بیوگرافی
ابتدای زندگی

اما واتسون فرزند بزرگتر کریس و ژاکلین واتسون است، که هر دو وکیل هستند و اکنون از هم جدا شده اند. او برادری کوچکتر به نام آلکس دارد. او با والدینش در آکسفورد انگلیس زندگی می کرد و در دبیرستان مشهور The Dragon School در آکسفورد تحصیل می کرد.
قبل از شرکت در فیلمهای هری پاتر، تجربة اما واتسون بسیار کم بود، که فقط شامل تئاتر های درون مدرسه ای می شد، "مثل تئاتر آرتور: سالهای جوانی و پرنس شاد". فعالیت های دیگر مدرسه ای او شامل شرکت در مسابقة شاعری Daisy Pratt در سن هفت سالگی است که او در آن مسابقات مقام اول را کسب کرد.

زندگی کاری

اما واتسون در 10 سالگی شروع به بازی در فیلمهای هری پاتر، در نقش هرمیون گرنجر کرد و زمانی که فیلم هری پاتر و سنگ جادو به نمایش در آمد، او 11 ساله بود. از آن زمان او در همة سری فیلمهای هری پاتر ایفای نقش کرد. این فیلمها عبارتند از: هری پاتر و تالار اسرار (2002)، هری پاتر و زندانی آزکابان(2004) و هری پاتر و جام آتش(2005).
طرفداران هری پاتر نظرات گوناگونی دربارة نمایش واتسون از هرمیون دارند. برخی فکر می کند که او برای این نقش عالی است؛ دیگران این عقیده دارند که او نمی تواند سستی ها و کاستی های هرمیون را نشان دهد، و به این اعتراض می کنند که اما واتسون بیش از حد برای ایفای نقش هرمیون زیباست.... در این سری کتاب ها از هرمیون فقط با چهره ای ساده ( نه زیبا و نه زشت) یاد شده است. در هر حال فیلمها، با موافقت رولینگ، هرمیون را در کنار موهای پرپشت و عادت کتابخوانی اش، همان طور که هری و رون در مراسم یول بال متوجه می شوند، دختری زیبا نشان می دهد. (با این وجود هنوز یک مقالة روزنامة دیلی پرافت (پیام امروز) نوشتة ریتا اسکیتر هرمیون را این گونه معرفی می کند: دختری با چهره ای ساده ولی جاه طلب) فیلمنامه ها نیز بین هری، رون و هرمیون رابطة حسی متفاوتی را نسبت به کتاب نشان می دهند.
در 15 سالگی اما واتسون تبدیل به جوانترین فردی شد که عکسش روی جلد مجلة Teen Vogue رفته است. او به همراه پیرس بروسنان، کنت براناف و سامانتا مورتون عضو هیئت داوران انتخاب فیلمساز برتر نوجوان در مراسم First Light Film Award در لندن بود. در فوریة سال 2006 واتسون فیلمرداری اصلی فیلم هری پاتر و محفل ققنوس را آغاز کرد (این فیلم قرار است 13 جولای 2007 به نمایش در بیاید.) که در آن فیلم او نقش خود را به عنوان باهوش ترین جادوگر دوران خودش تکرار می کند. او در فیلم کوتاه کیف دستی ملکه، که برداشتی از فیلم هری پاتر است، نیز نقش هرمیون را بازی کرده است، این فیلم کوتاه به مناسبت هشتادمین سالگرد تولد ملکه ساخته شد.
با این که فیلم های هری پاتر تنها تجربة سینمایی او هستند، او ابراز علاقه کرده تا حرفه اش را در دیگر فیلمها نیز گسترش دهد. هرچند که او گفته که بعید است این اتفاق پیش از اتمام فیلمهای هری پاتر رخ بدهد.

زندگی شخصی
او یک ورزشکار مشتاق است که به هاکی، تنیس و چندین ورزش دیگر علاقمند است. زمانی که در سر صحنة فیلمبرداری است، زمان خود را با بازیهای کامپیوتری و تنیس روی میز می گذراند. خوانوادة او دارای دو گربه با نامهای بابلز و دومینو است. در سال 2003 او وارد مدرسة دخترانة Headington در آکسفورد شد. علاقة او به موسیقی شامل خواندن، موسیقی هیپ هاپ، موسیقی بلوز، و موسیقی راک کلاسیک می شود و خوانندگانی از امینم گرفته تا اریک کلاپتون و نلی فورتادو را در بر می گیرد.
در آگوست سال 2006 اعلام شد که اما واتسون بالاترین نمرات را در امتحان دیپلمش کسب کرده که شامل 8 نمرة A+ و دو نمرة A است.

جوایز
جوایز کاندید شده:
Saturn Award برای فیلم هری پاتر و سنگ جادو
Empire Award برای فیلم هری پاتر و سنگ جادو
American Moviegoer Awards بهترین نقش مکمل زن، سال 2002
Young Artists Awards بازیگر نقش اول جوان در یک فیلم سینمایی، 2002
Young Artists Awards بهترین گروه در فیلم سینمایی، برای فیلم سنگ جادو
Broadcast Film Critics Association Awards بهترین بازیگر جوان، 2004
Broadcast Film Critics Association Awards بهترین بازیگر جوان، 2005

جوایز برنده شده
Otto Awards بهترین ستارة زن فیلم (نقره)، سال 2003
Phoenix Film Critics Society بهترین بازیگر زن نوجوان برای فیلم تالار اسرار
مجلة Total Film ، اجرای نوجوان سال، سال 2004
نظرسنجی هفتگی بازیگر محبوب شبکة CBS ، هفته های زیاد
Otto Awards بهترین ستارة زن فیلم (طلا)، سال 2006

جزییات
برادر کوچکتر او با نام الکس 3 سال کوچکتر از "اما" است.

دربارة نقشها می گوید:" حالا که نقش هرمیون فین فینی، رییس منشِ و تر و تمیز رو بازی کردم، دوست دارم نقش یه دختر دبیرستانی آمریکایی رو بازی کنم. دوست دارم توی همة شخصیتها و تمام عقیده ها نقش بازی کنم، ولی احتمالا فعلا باید همین هرمیون رو بازی کنم."
کتاب مورد علاقة او هری پاتر و زندانی آزکابان است.
در 13 سالگی، درست زمانی که تازه 10 ماه از ورود او به دورة نوجوانی گذشته بود، در سال 2004 او به عنوان دهمین نفر بین "داغ ترین ستاره های زن" شناخته شد.
نام او بر اساس نام مادر بزرگ پدری اش انتخاب شد که پس از ازدواج نامش تبدیل به "اما شارلوت دوره واتسون" شده بود.
شایعه شده بود که در طول فیلمبرداری فیلم هری پار و تالار اسرار در سال 2002، مچ دست او شکسته است. البته این شایعه بعدها تکذیب شد.
درست در همان روزی به دنیا آمده است که "اما تامسون" بازیگر نقش پروفسور ترلاونی به دنیا آمده است.
کمی فرانسوی بلد است.
او و همکاران هری پاتری اش، دانیل رادکلیف و روپرت گرینت، در سال 2005 و در مجلة Entertainment Weekly رتبة نهم را در بین بهترین ستارگان کسب کرد.

گفته های شخصی
سخت ترین صحنه": نویل با قورباغه اش ترور اومد و بهم گفت که " می خوای برای شب بخیر ترور رو ببوسی؟" هر دفعه اون اینکارو می کرد من به خنده می افتادم. قرار بود یکی از اون نگاههای چپ چپ بهش بندازم ولی نمی تونستم جلوی خودمو بگیرم. هشت تا برداشت طول کشید تا بالاخره تونستم این کارو انجام بدم."
"دیدن من توی یه فیلم اکشن باور نکردنیه! در عرض چند ماه تمام نی نی کوچولو های کشور سرم رو می برن!"
دربارة "بوسیدن" دیگر بازیگران سر صحنه می گوید:" وای خدا، محاله، محاله. این تو قرارداد من نیست!"
" دوستام با شهرت من خیلی راحت هستن، فقط اونا واقعا کنجکاون، اونا خیلی سوال می کنن..."
دربارة اینکه چطور شخصیت او، هرمیون گرنجر، به بلوغ رسیده می گوید:" اون پر جنب و جوشه. اون با انرژیه. قدرت دخترونه!"
دربارة این که خبرنگاران چندین و چند بار یک سوال را تکرار می کنند می گوید:" خوبیشون همینه! اونها سوالهاشون عین هم دیگه است و تو هم می تونی جوابهای تکراری بدی. دیگه لازم نیست فکر کنی، می تونی بشینی مثل یک نوار ضبط شده حرف بزنی..."
دربارة کار کردن با پسران می گوید:" دوست دارم توی یه جای مختلط هم باشم. معلومه که دن و روپرت به اندازة کافی سهم خودشون رو توی نظراتی که می گن من دخترونه رفتار می کنم دارن، ولی اینا همش سرگرمیه."
"امیدوارم زیاد کله گنده نشم. من دوست دارم سرم به کار خودم باشه و بچسبم به دوستا و خونواده ام و سعی کنم یه زندگی عادی داشته باشم."
" من عاشق مد هستم. به نظر من این خیلی مهمه، چون این طوریه که آدم خودش رو به دنیا نشون می ده."
دربارة بازیگری مشهور بودن می گوید:" بیشر مردم خیلی مهربونن ولی بعضی ها زل می زنن به آدم، انگار تو رو تو باغ وحش به نمایش گذاشتن و تو یه آدم واقعی نیستی و احساسات نداری. حتی وقتی تو تمام زرق و برق و توجه و مراسم ها و بقیه رو ول کنی، آخرش بازم من دارم بازیگری می کنم."
"هرمیون همه اش از این کلمات بزرگ دراز و با تلفظ سخت استفاده می کنه. نصف وقتا من نمی دونم اون می خواد چیکار کنه!"
"شاید یه روزی 100 سالم بشه و بیفتم روی تخت..... ولی هنوز به اینکه یه عضوی از فیلمهای هری پاتر بودم کلی افتخار می کنم."
دربارة همکارانش دانیل رادکلیف و روپرت گرینت که نقش هری و رو را بازی می کنند می گوید:" بیشتر از یه دوست معمولی. اونا می شن مثل برادر. یا خواهر، نمی دونم. در واقع من اونها رو مثل پسرای معمولی نمی بینم. در واقع اصلا نمی تونم تصورش رو بکنم که بخوام با اونها "قرار و مدار" بذارم. برای اونها مثل دوستای صمیمی هستن. من می تونم بدون هیچ منعی با اونها بگم و بخندم. واقعا خیلی از اونها خوشم میاد."
"هرمیون یه دیکشنریه – اون از کلمات بزرگی استفاده می کنه که من متوجه نمی شم."
"هرمیون مثل نوکر پر روی معلم هاست که عشق مدرسه رفتن داره، و خیلی دختر مامانی ایه. اون یه خورده اعصاب خورد کنه، ولی خیلی..... اون واقعا خورة کتابه.... واقعا سخت بود که برای شیش ماه تنها دختر توی یه فیلم باشی. هرمیون همیشه باید دماغش رو به بالا باشه. فکر کنم کل شخصیتش همینه. اگه اینطوری نبود اون عادی می شد و این شخصیت اون رو می سازه. اون همش تو این حالته که "من درست می گفتم و تو اشتباه می کردی." من از همینش خیلی خوشم می یاد.... بعضی وقتها حرفهاش رو که می خونم نمی فهمم و آخرش با خودم می گم الان چه فکری داره تو سرش می گذره!!... هعرمیون کیه کار هوشمندانه می کنه، مثلا دکتری، چیزی می شه، یا اینکه خیلی علمی میشه.... من مطمئنم هرمیون مجرد می مونه... خیلی ایراد گیره.... و معتاده به مدرسه. همیشه به رون و هری دستور می ده. و به نظر من واقعا از این کار لذت می بره. تنها دختر باشی خیلی خوش می گذره.... هرمیون فوق العاده است!"
"فکر می کنم بازیگری خارج از دنیای هری پاتر با تجربة من خیلی فرق داشته باشه، من نمی خوام هری پاتر آخرین کاری باشه که انجام می دم."
"کارهای غیر معمول تری هم باید انجام می دادم...... مثلا تو یه صحنه گربه می شدم. من خیلی از اون خوشم اومد، آخه من خودم و خونه دو تا گربه دارم."
"من عشق کتاب نیستم، عشق مدرسه و مشق هم نیستم، عشق تو دردسر نیفتادن هم نیستم."
"من همیشه از بازیگری و خوانندگی و اجرا و بحث خوشم می یومد. اما به این فکر نبودم که شهرت هم با این چیزها به وجود می یاد. هیچوقت از اون بچه هایی نبودم که دوست دارن همه اسمشون رو بدونن."
"سه تا فیلم طول کشید تا هرمیون شلوار بپوشه. تا از ردا با آستین های تنگ و زبر در بیام. هورا!"
"برای گریه کردن قبل از رفن سر صحنه باید کار رو شروع کنی، اونقدر چشمهات رو باز نگهداری که ازشون اشک بیاد. برای لبخند زدن: فقط باید به یه چیز شاد فکر کنی، معمولا مخلوطی از برادپیت و شکلات من رو خندونه
زندگی نامه ی بازیگران | لینک ثابت |

سینمای وحشت دوشنبه سوم دی 1386 19:25

Dracula

 

سینمای هراس و فیلم های ترسناک همواره از جذاب ترین نوع سینما در طول تاریخ این هنر- رسانه به شمار آمده است. چنانچه از همان سال های نخستین پیدایش سینما، این گونه آثار به پرده های نقره ای راه یافت و تماشاگر بسیار پیدا کرد. استقبال تماشاگران باعث رونق این ژانر گردید بطوریکه در طی 110 سالی که از عمر هنر هفتم سپری شده، هنوز از پرمخاطب ترین انواع فیلم محسوب می شود.

فیلمسازانی مثل جیمز ویل، استنلی گوبریک، ریچارد دانر ترس را با مفهومی متفاوتی مطرح کردند. با الهام از رمان های معروف برام استوکر(دراکولا) و مری شلی(فرانکنشتاین) و داستان های ماورایی بعضی از نویسندگان مثل ادگارآلن پو، وحشت آورترین فیلم های تاریخ سینما را با بازیگرانی چون بوریس کارلوف، جک نیکلسون، کریستوفر لی بر پرده ی سینما ها بردند. و خصوصاً در سه دهه ی 30و40و50 میلادی این ژانر را گستردگی خاصی بخشیدند

در اواخر دهه60 نفوذ موج نو از اروپا به هالیوود، سینمای هراس را نیز که به دلیل گرفتار شدن دردام کلیشه ها افول چشمگیری نموده بود با فیلم (( بچه رزماری))  ساخته رومن پولانسکی و(( جن گیر)) ساخته ی ویلیام فریدکین وارد مرحله جدیدی گردید. در دهه 80 فیلم ((مرده شیطانی )) ساخته سام ریمی این دسته فیلم ها را با فضایی متفاوت ارائه کرد که پرطرفدارترین فیلم های هولناک دهه 90 مثل (( جیغ )) و سری فیلم های (( هالووین))، جمعه ((سیزدهم))، از همان فضای خاص استفاده کردند.

اما اتفاق مهمی که در آستانه قرن نو و هزاره جدید افتاد، جلوی دوربین رفتن فیلم هایی بود که این بار تماشاگر را به ورای دنیای واقعی و درون جهان متافیزیک برده و با موجودات آن همراه ساخته تا در مقابل آدم ها بایستند. (( حس ششم )) ساخته ، ام نایت شیامالان و (( دیگران ))  ساخته ی آلخاندرو آمنابار از این فیلم ها بودند که تحول عظیمی در سینمای وحشت درافکندند و آن را به عرصه نوینی وارد ساختند.

 

| لینک ثابت |

یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 19:52

THE           

UNDERWORLD  

 

نام فیلم : دنیای زیر زمین

کارگردان : لن ویسمن

محصول : 2003

امریکا . آلمان . انگلیس

بازیگران :کیت بکنزیل . اسکات اسپیدمن

موضوع : داستان نبرد خوناشامان با گرگ مردان

که رهبر گرگ مردان قصد دارد با به دست اوردن

خون یک انسان خاص به قدرتی برسد که نیمی

دراکولا و نیمی دیگر گرگ مرد باشد و رهبر دو

 گروه شود واز رهبر دراکولا ها انتقام بگیرد .

یاداشت :فیلم به سبک ون هلسینگ می باشد و

پر از صحنه های اکشن وجلوه های ویژه است اما

در کل فیلم درجه ای  2 است. این فیلم را موسسه

قرن 21 به اسم (دنیای وردگان) دوبله کرده .

معرفی فیلم | لینک ثابت |

سينما خنده جمعه بیست و هفتم مهر 1386 15:27

مطلب زير قسمتي از خاطرات مفصل ويرجيل آيوز است كه اكنون در حال سپري نمودن نخستين دوره نود و نه ساله محكوميتش از چهار دوره حبس ابدي است كه به آن محكوم شده است. آقاي آيوز قصد دارد پس از آزادي به عنوان سفير صلح سازمان ملل در يكي از كشورهاي خاور ميانه به جامعه جهاني خدمت كند:

بله، من دزدم. چرا ندزدم؟ جايي كه من بزرگ شدم آدم بايد مي دزديد تا بتونه شكم شو سير كنه و زنده بمونه. بعد هم كه خوب بزرگ شدم، مجبور بودم بدزدم با بتونم به پيشخدمت هاي رستوران انعام حسابي بدم. بيشتر بر و بچه ها ده دلار پونزده دلار انعام مي دادن؛ اما من كمتر از بيست تا نمي دادم كه همين باعث مي شد پيخدمت ها بهترين سرويس رو به من بدن. تازه، هميشه هم دزدي واسه اين چيزا نبود. خاطرم هست يه دفعه موقع سرقت از يه خونه، دو سه تا پيژامه دزديدم چون پيژامه هاي خودم اصلاً راحت نبود؛ يا يه دفعه چله تابستون از پشت بوم يه خونه چند تا زير پيرهني دزديدم چون تو اون گرما با پيرهن رو اصلاً نمي شد خوابيد !...      ادامه داستان در شماره بعدي

اخبار سینمایی | لینک ثابت |

انتقاد حوزه علميه از سريال هاي ماه رمضان پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 14:52

 

 

 

 

انتقاد حوزه علميه از سريال هاي ماه رمضان
نشان دادن ارتباط‌ دختر و پسر برخلاف قانون، شرع و عرف، نشان دادن افراد منفی در قالب شخصيت‌های مذهبی و مسجدی و گسترش پرخاش‌گری فرزندان در برابر والدين از ديگر ويژگی‌های منفی اين برنامه‌هاست.
مدير مرکز مشاوره حوزه علميه قم با انتقاد شديد از برنامه‌های سيما در ماه رمضان،تجمل‌‌گرايی،خرافه‌پرستیو پرخاش‌گری را پيامد اين‌گونه برنامه‌ها دانست.
به گزارش خبرگزاري رسا، محمد حسين حق‌جو، مسوول مرکز مشاوره حوزه علميه قم از برخی برنامه‌های صدا و سيما در آغازين لحظه‌های افطار انتقاد کرد و گفت: در حالی که ده‌ها شخصيت حوزوی و غير حوزوی در حضوری گسترده، برنامه‌های خوبی را برای رسانه ملی ارائه کرده‌اند، صدا و سيما با پخش برنامه‌های نامناسب، ارزش‌های دينی، فرهنگی و انقلابی جامعه را ناديده گرفت.
مسوول مرکز مشاوره حوزه علميه پخش اين‌گونه برنامه‌ها‌ را نوعی تعارض در سياست‌های رسانه ملی دانست و اظهار داشت: بازخورد برنامه‌های نامناسب سیما، آثار محصولات سودمند آن را از بين می‌برد.
بنابر اين گزارش حق‌جو، تجمل‌گرايی، ترويج بی‌بند و باری، عادی‌سازی روابط زن و مرد (دختر و پسر، پيرمرد و دختر)، چشم‌چرانی‌های پیوسته، کم‌کاری در فضای اداری، گفت‌وگوهای خشن و خرافه ‌پرستی را از پيامدهای برخی برنامه‌های تلويزيونی عنوان کرد و افزود: نشان دادن ارتباط‌ دختر و پسر برخلاف قانون، شرع و عرف، نشان دادن افراد منفی در قالب شخصيت‌های مذهبی و مسجدی و گسترش پرخاش‌گری فرزندان در برابر والدین از ديگر ويژگی‌های منفی اين برنامه‌هاست.
اين استاد حوزه علميه قم در پايان جلوگيری از پخش اين‌گونه برنامه‌ها و نظارت بيشتر بر برنامه‌های صدا و سيما را از مسئولان خواستار شد.
    

اخبار سینمایی | لینک ثابت |

آپوکالیپتوس یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 13:13
 
 

نام:

پیش گفته (Apocalypto)

کارگردان:

مل گیبسون (Mel Gibson)

تهیه کننده:

مل گیبسون (Mel Gibson)                            فرهاد صافی نیا (Farhad Safinia)

فیلم نامه نویس:

فرهاد صافی نیا

بازیگران:

رودی یانگبلاد (Rudy Youngblood)

دالیا هرماندز (Dalia Hermandez)

جاناتان بروور (Jonothan Brewer)

کارلوس امیلیو بائز (Carlos Emilio Baez)

اسرائیل کانترراس (Israel Contreras)

موسیقی:

جیمز هورنر (James Horner)

فیلم بردار:

دین سملر (Dean Semler)

ادیتور:

کوین استیت (Kevin Stitt)

جان رایت (John Wright)

شرکت پخش کننده:

شرکت برادران وارنر (Warner Bros. Picture)

تاریخ انتشار:

8 دسامبر 2006

زمان فیلم:

139 دقیقه

بودجه فیلم:

40 میلیون دلار

فروش فیلم:

111 میلیون دلار در دنیا (تا اول مارس 2007)

معرفی فیلم | لینک ثابت |

مجازات کننده شنبه سی ام تیر 1386 14:8

 

punisher

 

نام فیلم : مجازات کننده

کارگردان : جاناتان هنسلینگ

بازیگران : توماس جین - جان تراولتا - ویل پاتون

محصول  : 2004 امریکا

موضوع  :  بعد از کشته شدن همسر و خانواده فردی

 به نام فرانک کاستل او در صدد مجازات عاملین این کار

 بر می اید.

 

 punisher

معرفی فیلم | لینک ثابت |

tom cruise جمعه بیست و نهم تیر 1386 16:12
tom cruise


tom cruisetomcruise


ادامه مطلب>>>
تصاویر | لینک ثابت |

مارلون براندو چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 15:13

متولد:3 آوریل 1924 ،نبراسکا ،آمریکا 

تاریخ،محل و علت مرگ:1جولای 2004، کالیفرنیا ،در اثر مشکل ریوی

 

شرح حال

   فوق ستاره ای اسرار آمیز که وی را بزرگترین بازیگر سینمای آمریکا می نامند

مارلون براندو از اوایل دهه 1950 تا پایان عمرش نماد سینمای آمریکا محسوب می شود.با استفاده از روش "متد" در بازیگری براندو نقشهایش را به طبیعی ترین شکل و کاملا بی اشتباه ایفا می کرد ،به گونه ای که الهام بخش ستارگانی چون جیمز باند ،پل نیومن و رابرت دنیرو شد.مارلون در کودکی از تمام لحاظ یک انسان سرسخت به شمار می رفت و آمار اخراج وی از مدارس و بعدها آکادمی نظامی آمریکا هم این امر را به اثبات می رساند.وقتی پدرش از او خواست تا مسیر زندگی خودش را تعیین کند ،او راهی نیویورک شد و به تحصیل روشهای بازیگری استانسیلاوسکی پرداخت.سپس به هنرستان آنتورز استودیو بازیگران رفت وبه فعالیت در کنار لی استراسبرگ و استلاآدلر مشغول شد.

 

زندگی خانوادگی

آنا کشفی (از 1957 تا 1959 )صاحب یک فرزند

موویتا (از 1960 تا 1962 )صاحب 2 فرزند

تاریتا (از 1962 تا 1972 ) صاحب 2 فرزند

 

جوایز و افتخارات مهم

  _ نامزد دریافت جایزه اسکار نقش مکمل مرد برای بازی در فیلم یک فصل خشک سفید(1990)

 _ نامزد دریافت جایزه اسکار نقش اول مرد برای بازی در فیلم آخرین تانگو در پاریس (1974)

 _ برنده جایزه اسکار نقش اول مرد برای بازی در فیلم پدر خوانده (1973)

 _نامزد دریافت جایزه اسکار نقش اول مرد برای بازی در فیلم سایونارا (1958)

 _برنده جایزه اسکار نقش اول مرد برای بازی در فیلم لب ساحل (1955)

 _ نامزد دریافت جایزه اسکار نقش اول مرد برای بازی در فیلم جولیوسزار (1957)

 _ نامزد دریافت جایزه اسکار نقش اول مرد برای بازی در فیلم زنده باد زاپاتا (1953)

 _ نامزد دریافت جایزه اسکار نقش اول مرد برای بازی در فیلم یک ماشین خیابانی(اتوبوس) به نام هوس     (1952)

 _برنده فیلم بریتانیا برای بازی در فیلم لب ساحل (1955)

 _برنده فیلم بریتانیا برای بازی در فیلم جولیوسزار (1954)

 _برنده فیلم بریتانیا برای بازی در فیلم زنده باد زاپاتا (1953)

 _برنده جایزه بهترین بازیگر از فیلم کن برای بازی در فیلم زنده باد زاپاتا (1952)

 _برنده جایزه از جشنواره کره طلایی به عنوان محبوب ترین بازیگر مرد جهان (1974)

 _برنده جایزه از جشنواره کره طلایی برای فیلم پدر خوانده (1973)

 _برنده جایزه از جشنواره کره طلایی برای فیلم لب ساحل (1955)

 _ برنده جایزه تمشک طلایی برای بازی در فیلم جزیره دکتر مورو (1977)

 

زندگی نامه ی بازیگران | لینک ثابت |

brad pitt چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 13:30
brad pitt


brad pittbrad pitt
ادامه مطلب>>>
تصاویر | لینک ثابت |

دستمزد بازیگران هالیوود!!!!!! دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 9:56


دست مزد بازیگران هالیوود

دستمزد ستاره هاي هاليوود واقعا چقدر است؟ اين سوالي است که از زمان شناختن چند اسم بازيگر و کارگردان در ذهن ما شکل گرفت. تاريخ دقيق اش معلوم نيست اما آن زمان که قد سن ما چندان بلند نبود، براي خودمان خيال بافي مي کرديم که فلان بازيگر چندصد ميليون دلار مي گيرد، اما فلاني احتمالا چند هزار تومان. دليل؟ دليلش يک دو دوتا، چهارتاي ساده بود. معمار آن زمان ما براي تعيين دستمزد، اندازه دور بازو بود کلفتي قطر گردن.

بنابراين بازيگران درجه يک دنياي نوجواني ما مثل آرنولد ياراکي - سيلوستر استالونه - طبق قانون ما دستمزدي بين يکصد تا 200 ميليون دلار دريافت مي کردند يا به عبارتي حق شان بود که دريافت کنند. بعد از اين يک کم با سينما آشنا شديم و ديگر ويدئو، دستگاهي نبود که با پتو حمل و نقل شود، فهميديم که سينما هم مثل کتاب مي تواند خوب يا بد باشد.

درست مثل بازيگر خوب يا سينماي خوب. اين طوري بود که دربه در دنبال اين گشتيم که ببينيم دستمزد ستاره هاي هاليوودي چقدر است تا اينکه همين مطلب که در ادامه پيش رويتان قرار خواهد گرفت به بسياري از پرسش هاي بي پاسخ ما جواب داد. دريافتيم که بازيگران بلندآوازه سينما که براي خودشان کيا و بيايي دارند، دستمزد زيادي مي گيرند، اما اصولا خبري از اعداد سه رقمي نيست (اگر از صفرهايش فاکتور بگيريد).

روزنامه چاينا ديلي در مطلبي جالب با عنوان «بيچاره جيم کري» به روند بالا رفتن دستمزدها در سينماي هاليوود پرداخت. در اين مطلب نگارنده سعي کرد، سيمايي از اين سينما را به مخاطب نشان دهد که شايد کمتر به آن پرداخته شده باشد. البته اينکه دستمزد دقيق بازيگران چقدر است چيز تازه اي نيست چون با شروع هر پروژه، مطبوعات غربي، ته و توي هر چيزي را در مي آورند و دستمزد بازيگران نيز از اين قاعده مستثنا نيست.

چاينا ديلي در مطلبي که تيتر آن ذکر شد، مي نويسد؛ «در حالي که اين کمدين معروف دستمزدي 25 ميليون دلاري دريافت مي کند، مجلات هنري از فيلم هاي او مي نويسند که بيش از دو ميليارد دلار در سراسر جهان فروش مي کند. جيم کري با اين دستمزدي که مي گيرد، انگار از يک شرط بندي کلان، يک سر سوزن گيرش آمده. »

بيچاره جيم کري
ستارگان زيادي در گفت وگو با نشريات هنري از دستمزد خود مي گويند. افرادي مثل نيکول کيدمن، ويل فرل و ادي مورفي، اما واقعا کدام يک دستمزدي بيشتر دريافت مي کنند و آيا مي توان گفت، اين دستمزد، نشان از لياقت و رجحان يکي بر ديگري دارد؟

«بيل مکانيک» رئيس کمپاني فاکس قرن بيستم در اين باره مي گويد؛ «اين مسئله - بالا رفتن دستمزد بازيگران - اجتناب ناپذير است». «هفته نامه سرگرمي» از چند کمپاني بزرگ فيلمسازي در خواست کرده، رقم دستمزد تني چند از بازيگران طرف قرار دارد خود را در اختيار اين هفته نامه قرار دهند. در آن زمان، جيم کري با حضور در فيلم کمدي «بروس آلمايتي» 25 ميليون دلار دريافت کرد. اين دستمزد بالاترين دستمزد پرداخت شده به يک بازيگر محسوب مي شود.

جيم کري در آن زمان با دريافت چنين دستمزدي، يکه تاز نبود چرا که کيدمن هم براي حضور در پروژه هايش رقمي در همين حدود درخواست مي کرد. «ويل فرل» و «ادي مورفي» نيز با دريافت دستمزد 20 ميليون دلاري، رکورد جالبي را به نام خود ثبت کردند. نکته جالب توجه درباره «ادي مورفي» اين است که او بيشترين دستمزد خود را براي حضور در پروژه هايي دريافت کرده که اصلا براي او شهرت خاصي در بر نداشت. «پروفسور ناتي»، سري فيلم هايي بودند که مورفي، دستمزد زيادي بابت آنها دريافت کرد.

چاينا ديلي از تام هنکس نيز ياد مي کند. او از اين بازيگر با عنوان باقيمانده بازيگران صاحب نشان يا «برند» نام مي برد که کماکان از محبوبيت خاصي نزد هواداران و کارگردان هاي جهان برخوردار است. هنکس با دريافت دستمزد 25 ميليون دلاري، در زمره گران قيمت ترين هاست. حال آنکه بازيگري چون «جيک گاين هال» که کانديد دريافت جايزه اسکار هم شد، دستمزدي بين پنج تا هفت ميليون دلار دريافت مي کند. بنابراين نمي توان به قطعيت گفت، چه عواملي در بالا بودن دستمزد يک بازيگر دخيل هستند.

آ
نها که پولشان به آسمان مي رسد
«هفته نامه سرگرمي» در مطلبي با عنوان «آنها که پولشان به آسمان مي رسد» به ارائه دستمزد بازيگران هاليوود پرداخته است. شايان ذکر است اين دستمزدها ارقامي هستند که از سوي کمپاني ها در اختيار مطبوعات و رسانه هاي ديگر قرار مي گيرند و دقيقا معلوم نيست، فلان بازيگر پس از احتساب ماليات چه مبلغي دريافت مي کنند! اين رده بندي را مي توانيد از طريق جدول ذيل دنبال کنيد.






 

اخبار سینمایی | لینک ثابت |

مورگان فریمن دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 9:47

مورگان فريمن

متولد اول ژوئن ۱۹۷۳ - ممفيس - تنسي - آمريکا
مورگان زماني به دنيا آمد که وال استريت سقوط کرده بود و آمريکا در وضعيت بد اقتصادي به سر مي برد و اروپا را جنگ فرا گرفته بود. پدر و مادر مورگان براي حفظ و نجات ۶ فرزند خود ( ۵ پسر و يک دختر ) در يک بيمارستان کارگري مي کردند. وقتي که مورگان هنوز خيلي کوچک بود پدر و مادرش مانند بسياري از کارگرهاي جنوب آمريکا به شيکاگو مهاجرت کردند و مورگان هم نزد پدر و مادربزرگش به چارلستون ـ مي سي سي پي ـ رفت ؛ جايي که هنوز هم در آنجا خانه اي دارد . با آنکه آن سالها براي سياهان سالهاي سختي بود اما مورگان در خاطراتش از آن دوران به بدي ياد نمي کند که البته اين بيشتر به خاطر روحيه سخت کوش اوست. براي مدتي در يک مدرسه محلي درس مي خواند اما به زودي آنجا را ترک کرد و به آموزش تئاتر و موسيقي روي آورد. مورگان تابستان هاي خود را با پدر و مادرش در شيکاگو به سر مي برد و در آنجا بود که عشق حقيقي خود را کشف کرد: سينما . اما براي فيلم ديدن پول لازم بود و بهترين راه کسب درآمد هم يافتن بطري هاي خالي و فروش آنها بود. اولين فيلمي که در خاطره او مانده فيلم کينگ کنگ است و اولين بازيگران محبوب او نيز جي مينارد؛ جان مک براون و جيمي ويکلي و کمي بعد تر بوگارت؛ گري کوپر و پک بودند.

از علائق مورگان يکي هم فيلمهايي بود که به نوعي به هواپيما مربوط مي شد. همين علاقه باعث شد تا در ۱۸ سالگي به نيروي هوايي بپيوندد. اما پس از حدود ۲ سال آموزش از ادامه کار منصرف شد و بهتر ديد تا به جاي يک خلبان نقش آنها را بازي کند.در سالهاي ۱۹۵۰ به لس آنجلس رفت تا در آنجا بازيگر شود. پس از مدتي به کالج لس آنجلس رفت و در آنجا هم کار و هم تحصيل مي کرد. او در رقص از خود استعداد زيادي نشان داد به طوريکه به عنوان يکي از رقصنده هاي کاباره يونيون مشغول به کار شد و حتي در جشنواره جهاني رقص در سال ۱۹۶۴ نيز شرکت کرد . اما بزرگترين شانس او عضويت در گروه کر اينکا بود. او با اين گروه در چند تور دور آمريکا شرکت داشت . سپس به نيويورک رفت و در سال ۱۹۶۷ براي اولين بار در نمايشنامه " عاشقان سياه " به ازاي دريافت هفته اي ۷۲ دلار بع روي صحنه نمايش رفت. وي سال بعد از آن نيز در نمايش Hello Dolly شرکت داشته و با Pearl Bailey همبازي بود. مورگان همچنان به فعاليت خود ادامه مي داد. اولين باري که با شهرت آشنا شد زماني بود که در سريال " کمپاني الکتريکي " بازي کرد. اين سريال موفق که بازيگراني همچون بيل کازبي و ريتا مورنو را در خود داشت تا ۷۸۰ قسمت ساخته شد! پس از پايان اين سريال به نيويورک بازگشت و به فعاليت هاي تئاتري خود ادامه داد.
اولين حضور چشمگير او در سينما بازي در درام Brubaker بود. وي در اين فيلم در نقش يک زنداني با رابرت ردفورد همبازي بود. فريمن ۱۴ سال بعد نيز چنين نقشي را در فيلم رهايي از شاوشنگ تکرار کرد. در همين سال يعني ۱۹۸۰ بود که از همسر خود " جانت براد شا " جدا شد. ماحصل ازدواج اين دو که از سال ۱۹۶۷ آغاز شده بود دو پسر به نام هاي آلفونسو و سايفولاي بود.
فيلم بعدي وي که مرگ يک پيغمبر نام داشت ۲۴ ساعت آخر زندگي مالکوم ايکس را به تصوير مي کشيد . وي در اين فيلم با سيگورني ويور همبازي بود. او از سال ۱۹۸۲ براي دو سال از سينما فاصله گرفت و تنها در سريال Another World و با بازيگراني همچون ري ليوتا و کلسي گرامر همبازي بود. وي در سال ۱۹۸۴ و با فيلم Harry and Son مجددا به سينما بازگشت. سپس در چند فيلم و سريال نه چندان مطرح بازي کرد. مهمترين اتفاق براي او در آن سالها ازدواج با همسر دومش ميرنا کالي-لي بود. اين ازدواج که هنوز هم به قوت خود باقيست براي مورگان ۲ فرزند ديگر به ارمغان داشت. او همچنين در سال ۱۹۸۷ براي حضور در نقشي متفاوت در فيلم Street Smart کانديداي دريافت جايزه اسکار نيز شد.

وي در ششمين دهه زندگيش در چند فيلم درخشان ديگر حضور پيدا کرد. براي فيلم Driving Miss Daisy علاوه بر دريافت جايزه Golden Globe بار ديگر نامزد اسکار نيز شد. در فيلم Civil War نيز ايفاگر نقش سروان جان رالينز فرمانده اولين هنگ کاملا سياهپوست آمريکايي بود. همچنين در فيلم رابين هود با کوين کاستنر همبازي بود و در کنار جين هکمن در فيلم نابخشوده حضوري موفق داشت.
اما يکي از موفقترين نقش هاي دوران بازيگريش ايفاي نقش يک زنداني در فيلم رهايي از شاوشنگ به کارگرداني دارابونت بود. وي براي اين نقش براي سومين بار نامزد اسکار شد. تريلر موفق Seven و همکاري با برادپيت و کوين اسپيسي در سال ۱۹۹۵ از ديگر فعاليت هاي در اين سالهاست.
در سال ۹۶ نيز در دو فيلم Moll Flanders (اقتباسي از داستان دانيل دوفو) و فيلم Chain Reaction ايفاگر نقش هاي مکمل بود. اما سال بعد و با فيلم Kiss the Girls در نقش دکتر الکس کراس ايفاگر رل اول بود و با اين فيلم به موفقيت تجاري بزرگي هم دست يافت. به علاوه در فيلم آميستاد به کارگرداني اسپيلبرگ نيز ظاهر شد.
وي در سال ۱۹۹۸ کمپاني فيلمسازي خود را به نام Revelations Entertainment و با مديريت لوري مک گري تاسيس کرد.اولين فيلمي که در تهيه آن نيز مشارکت داشت فيلم Under Suspicion بود. مورگان در اين فيلم در نقش يک کارآگاه زيرک و باهوش با جين هکمن و توماس جين همبازي بود. داستان اين فيلم درباره قتل ۳ دختر بود و در مجرا در پورتوريکو مي گذشت. با وجوديکه اين فيلم ۲۵ ميليون دلار هزينه در بر داشت با اين وجود هيچگاه روي پرده سينماها به نمايش در نيامد و مستقيما به شبکه ويديويي رفت. اما درام اجتماعي Nurse Betty فيلم بعدي او در مقام تهيه کننده و بازيگر بود. او در اين فيلم در کنار رنه زلوگر و کريس راک ظاهر شد.او در اين فيلم بعد از ۳۵ سال حضور در سينما براي اولين بار در نقشي رمانتيک ظاهر شد. وي تا قبل از اين فيلم حتي يکبار هم نقش عاشق پيشه ها را بازي نکرده بود! يک قديس به تمام معنا!!

در سال ۲۰۰۱ و با فيلم Along Came A Spider مجددا به موفقيت تجاري بزرگي نايل شد و در فيلم High Crimes براي بار دوم با اشلي جاد همبازي شد. در سال ۲۰۰۲ نيز در چند فيلم از جمله Sum of all Fears با بازي بن افلک و هريسون فورد ؛ Levity با بازي بيلي باب تورنتن و کرستن دانست و Bruce Almighty با بازي جيم کري ظاهر شد.
سال ۲۰۰۴ نيز براي مورگان بسيار موفقيت آميز بود. ابتدا در فيلم The Big Bounce (بر اساس داستاني از المور لئونارد) با اوون ويلسون و سارا فاستر همبازي بود. وي در اين فيلم در نقش يک قاضي محلي ظاهر شد.اما حضور موفق او در فيلمي از کلينت ايستوود؛ Million Dollar Baby ؛ برايش خوش يمن بود و برايش يک جايزه اسکار به همراه داشت. اين چهارمين بار بود که مورگان توسط اعضاي آکادمي کانديد مي شد.
مورگان در سال ۲۰۰۵ نيز در چند فيلم از جمله Danny the Dog با بازي جت لي و همينطور در فيلم Unfinished Life با بازي رابرت ردفورد و جنيفر لوپز و به کارگرداني لاسه هالستروم ظاهر خواهد شد.
در آخر با نقل قولي از مورگان فريمن مطلب خود را به پايان مي رسانم :
ـ از من مي پرسيد براي کداميک از فيلم هايم لايق جايزه اسکار بودم؟ من به شما مي گويم براي همه فيلم هايم!
زندگی نامه ی بازیگران | لینک ثابت |


 
Copyright © 2006 - Site bus: شهاب الدین بختیار & Designer: Hessam Sedaghati